برای رزم‌آورانی که متفاوت می‌اندیشند و مؤثر عمل می‌کنند

سرزمین رزم‌خیز (1)-قسمت چهارم مستند طریقت رزم‌آوری

سرزمین رزم خیز

فنون دفاع‌شخصی و نبرد تن‌به‌تن که امروزه در بسیاری از ارتش‌های جهان آموزش داده می‌شوند، از چه خاستگاهی نشأت می‌گیرند؟ یقینا فنون رزمی تن‌به‌تن درجا اختراع نشده‌اند و محصول دوران غلبه‌ی بمب و تفنگ نیستند. بلکه بایستی پیشینه‌ای در دل تاریخ داشته باشند. این قسمت تأملی در یکی از سرزمین‌های رزم‌خیز خواهد داشت. جایی که فنون جنگی سامورایی و هنرهای سری نینجا، توسعه یافت.

ادامه مطلب...
۱ نظر
مهدی سلیمی

ایده‌ای برای پیشرفت جامعه‌ی آی‌کی‌دو ایران

نگار

مدتی جودو تمرین می‌کردم. سنتی را آن‌جا مشاهده کردم که در آی‌کی‌دو کمتر دیده بودم و برایم بسیار جالب بود. باشگاه جودویی که آن‌جا بودم، گاه و بی‌گاه، میزبانِ هنرجویانِ مشکیِ مهمانی بود که از باشگاه‌های دیگر می‌آمدند. استادِ جودو چنان به این هنرجویان مهمان توجه می‌کرد و سخاوتمندانه به آن‌ها تمرین می‌داد که گویی سال‌ها شاگردش بودند و حتی به ما توصیه می‌کرد از تجربه‌های آن‌ها استفاده کنیم. سابقاً تصور می‌کردم این‌ها شاگردان قدیمی استاد جودو بودند، ولی بعد متوجه شدم، نخیر! بسیاری از آن‌ها، اولین بارشان است که نزد استاد ما تمرین می‌کردند. حتی یکی از آن‌ها رسماً برای تمرین حرفه‌ای مسابقات و دان 4 نزد استاد جودو آمده بود (یعنی برای مصلحت خودش)، و من تعجب کردم  استادِ جودو بی‌هیچ چشم‌داشتی، سخاوتمندانه به او آموزش می‌داد و سرسختانه پیگیر تمریناتش بود. تعجب می‌کردم، چون در دنیایی که برخی مربیان فکر می‌کنند با چند آموزش بر سر شاگردشان منت دارند و مالک تمام دستاورد‌ها و موفقیت‌های اویند، اساتیدی نیز هستند که اصلاً نام و نشان برایشان مهم نیست. حضور آن هنرجوی مشکی و تمرین با او برای ما بسیار مفید بود، ولی روزی رفت و دیگر برنگشت و من حتی نمی‌دانم موفق شد دان 4 را بگیرد یا نه. اما هیچ‌گاه رفتارِ اخلاقیِ استاد، از چشم شاگردانش پنهان نمی‌ماند.

روزی استاد جودو، رو به یکی از شاگردان مشکی‌اش کرد و گفت:

ادامه مطلب...
۵ نظر
مهدی سلیمی

انتخاب برترین رشته‌ی رزمی! حقیقت یا توهم؟! چگونه رشته‌ی مناسب خودتان را انتخاب کنید

در باشگاه جودو با یک هنرجو آشنا شدم. از انگیزه‌اش پرسیدم: «چرا آمدی جودو؟ سبب علاقه‌ات به این رشته چیست؟»

پاسخش برایم عجیب بود. گفت: «عمویم جودو کار است. من هم به افتخار او آمدم این رشته و به نظرم بهترین رشته است و می‌توانم در آن موفق شوم.»

گفتم: «مطمئنی بهترین رشته است و از کجا معلوم مناسب توست؟... شاید استعدادت در رشته‌ی دیگری نهفته باشد؟ شاید هم همین رشته... به هر حال مطمئنی؟». گفت: «نمی‌دانم!»

البته او هم از پرسش من تعجب کرد. سرش را به زیر انداخته و تازه به فکر فرو رفته بود. مشخص بود تا به حال با چنین پرسش بنیادی مواجه نشده بود. چقدر از ما رزمیکاران، انتخاب‌هایمان آگاهانه است؟ انتخاب درست یک رشته‌ی مناسب، دغدغه‌ای فراگیر است. این را به جهت نامه‌های فراوانی می‌گویم که مخاطبان دغدغه‌مند برایمان می‌فرستند. دغدغه‌ی این تیپی کاملا به جاست. کسی دوست ندارد جایی نادرست وقت و انرژی و پولش را هزینه کند. برای همین است که از ما مشورت می‌خواهند: کدام رشته بهتر است؟ جودو بروم یا آی‌کی‌دو؟ کونگ‌فو برتر است یا جوجیتسو؟ تفاوت میان جوجیتسو با آی‌کی‌دو چیست؟ و من می‌پرسم اصلا برترین و بهترین رشته وجود دارد؟ ملاک برتر بودن چیست؟

ادامه مطلب...
۳ نظر
مهدی سلیمی

از مهارت‌های تدریس مؤثر

نقل قول آلبرت اینشتین

🔸اینشتین: «اگر نتوانید به سادگی بیانش کنید، به اندازه‌ی کافی درکش نکرده‌اید.»🔸

اگر چه این جمله‌ بیشتر مناسبِ علم (Knowledge) و معرفت (Epistem) است ولی می‌توان آن را برای مهارت‌های رزمی نیز به کار برد. یعنی شرط مهارت در این است که نه فقط مسلط بر تکنیک باشید که بتوانید آن را به سادگی برای دیگران شرح دهید. کسانی که از شرح یک تکنیک ساده برای دیگران عاجزند، چطور می‌توان آن‌ها را مسلط به تکنیک خواند؟! شاید تعجب کنید که

ادامه مطلب...
۱ نظر
مهدی سلیمی

میراث رزمی سامورایی‌ها (مروری مختصر بر سرگذشت رشته‌های رزمی سامورایی)

میراث رزمی نظامیان سامورایی

ادامه مطلب...
۰ نظر
مهدی سلیمی

در جست‌وجوی استاد بزرگ 1

در جست و جوی استاد بزرگ

گاهی رزمیکاری را می‌بینیم که زندگی‌اش سراسر جوانمردی است. دلیلش این است که او الگویی جوانمرد داشته. وی  همواره به شاگردی استادش افتخار و از او به احترام یاد می‌کند. گاهی رزمیکار دیگری می‌بینیم که هیچ احترامی سرش نمی‌شود. آدمی بی‌مسؤولیت، بی‌قید... در زندگی رزمی‌اش ریز بشویم متوجه می‌شویم الگویی درست و حسابی نداشته. مربی‌اش، بی‌قید و تعهد به اصول اخلاقی بوده.
نقش استاد در تربیت شاگردان بسیار حیاتی است. کردار و گفتار استاد الگوی هنرجوست. استاد به هر شکلی که باشد، عمده شاگردانش نیز به همان شکل و قالب درمی‌آیند.
کمی به دور و بر خودمان نگاهی بیندازیم... چقدر استاد با الگویی خوب سراغ دارید؟ بی‌علت نیست که جامعه‌ی رزمی ما از بی‌اخلاقی‌ها، دغل‌کاری‌ها، کاسب‌مآبی، دشمنی و کینه‌ورزی‌ها رنج می‌برد. الگوی خوب کمرنگ شده. تکلیف ما در این شرایط چیست؟ مقاله‌ «در جست و جوی استاد بزرگ» به این مسأله پرداخته.

ادامه مطلب...
۰ نظر
مهدی سلیمی

کردار و گفتار استاد، الگوی هنرجوست (داستان دوم:کلاس جوجوتسو و نقاط قوت و ضعف آن)

شیمه وازا

یکی از فنون خفه کردن (شیمه وازا) در جودو و جوجوتسو

داستان دوم: کلاس جوجوتسو و نقاط قوت و ضعف آن

راهبری جذاب استاد

دوسال پیش از خاطره پیشین، در کنار جودو، جوجوتسو نیز تمرین می‌کردم. روزی استاد با عصایی مشکی داخل کلاس شد. دوستانی که تا دو دقیقه‌ی پیش حس و حال دویدن نداشتند، نمی‌دانم چه شد، هیجانی به روحیه‌شان دمیده شد و عین گله‌ی رم کرده شروع به دویدن کردند. استاد عصایش را تکان داد و گفت: «اگر دیدم یک نفر تنبلی کند من می‌دانم با او!» پس از اتمام دویدن، همه ردیف ردیف ایستادیم و در جا نرمش می‌کردیم. از سختی نرمش‌ها، عرق از سر و رویمان می‌چکید و سکوت خاصی بر کلاس حاکم بود. لحظه‌ای یک صدای «تق» در فضای کلاس پیچید. سرم را بالا آوردم و دیدم یکی از بچه‌های رده بالای کلاس [که خیلی شیطنت داشت]، کله‌اش را از درد می‌مالید، و استاد مثل اژدهای خشمگین به او زل زده بود... چه خبر است؟ هیچی! فهمیدیم باز شیطنت کرده و استاد به او خشم گرفت...

ادامه مطلب...
۰ نظر
مهدی سلیمی

کردار و گفتار استاد، الگوی هنرجوست (داستان اول:کلاس جودو و بی‌نظمی‌های آن)

مربیگری فقط به آموزش تکنیک‌ها و کلاس‌داری صرف نیست، مربیگری یک هنر است. هنر ارتباط مؤثر با شاگردان و انتقال بینش‌ها و تعلیم و تربیت هنرجوست.

کردار و گفتار استاد، الگوی چشم و گوش هنرجوست

داستان اول: کلاس جودو و بی‌نظمی‌های آن

پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، تصمیم گرفتم جودو را ادامه بدهم. دو سال از آخرین حضورم در جودو می‌گذشت و این بار نیز به هدف تقویت بنیه بدنی و فراگیری مهارت‌های رزم گلاویزی و دفاع شخصی تصمیم به ادامه این رشته گرفته بودم. به جهت محدودیت‌های مالی نمی‌توانستم هر باشگاهی ثبت‌نام کنم. برای همین، گزینه‌هایم بسیار محدود بودند. باشگاهی یافتم که با خانه‌ام 30 دقیقه فاصله داشت. خواستم پیش از ثبت‌نام، روش تمرینی آن‌ها را از نزدیک ببینم و در صورت امکان با مربی آن‌جا صحبت کنم. تجربه برایم ثابت کرده که این صحبت پیش از ثبت‌نام با مربی، مؤثر و ضروری است. هم با منش و روش مربی آشنا می‌شوم و هم او با شرایط و اهداف من آشنا می‌شود.

 

مشاهده‌ی کلاس و نا امیدی

روز مقرر به باشگاه سر زدم. از بیرون دیدم داخل تاتامی، عده‌ای با زیر پوش و لباس‌های مختلف در حال بازی زو هستند.

ادامه مطلب...
۰ نظر
مهدی سلیمی

سخنان نغز

سخنان نغز (کنفوسیوس)

کنفوسیوس: مرد بزرگ برخود سخت می گیرد و مردکوچک به دیگران.

بعضی چیز‌ها هیچ‌گاه با گذر زمان کهنه نمی‌شوند. همچنان ثابت و استوار هستند. مثل جمله‌ی بالا که قدمتی هزار ساله دارد. این جمله اشاره به یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت فردی دارد. آدم‌های با تفکر سطحی همواره به دنبال مقصر جلوه دادن عوامل خارجی مثل محیط، اطرافیان هستند. آن‌ها در حقیقت ناتوانی‌های خودشان را با مقصر دانستن زمین و زمان توجیه می‌کنند. شاید واقعا محیط، اطرافیان و حتی شرایط زندگی، موانع زیادی جلو پای آدم می‌اندازند، اما انسان‌های موفق با سطح فکر بزرگ به گونه‌ای متفاوت می‌اندیشند. سختی‌ها مثل امواج دریاست، نمی‌توان جلو آن را گرفت. آن‌ها می‌دانند که تنها به یک چیز کنترل دارند و آن قدرت اختیار خودشان است. و با تمرکز بر درونشان، تغییر را از خودشان آغاز می‌کنند و رفته رفته کار‌هایی می‌آفرینند که بر محیط و دیگران اثر گذار می‌شود. جلو امواج دریا را نمی‌توان گرفت، اما موج سواری را می‌توان فراگرفت. یادگیری، تمرین، تمرین، تمرین، سرمایه‌گذاری بر خود است. بهای بیشتری به اوقات تمرین بدهیم.

ادامه مطلب...
۰ نظر
مهدی سلیمی

دعوا خیابانی و مواجهه جوانمردانه با یک پیرمرد...

همه ما ورزشکاران مطالبی از جوانمردی و ایثار شنیده‌ و آن را قبول داریم. موضوعی که در مقام حرف ساده است ولی در مقام عمل...

من برای کشف استعداد و علاقه خودم، باشگاه‌های زیادی را تجربه کرده‌ام. تجربه‌ی رشته‌های متعدد و مشاهده عملکرد اساتید مختلف درس و عبرت‌های زیادی برایم به همراه داشت. ولی اکنون که به گذشته‌ام نگاه می‌اندازم تعداد کمی از آن‌ اساتید حقیقتا لیاقت مقام استادی را دارند. مردان بی‌ادعایی که دلسوزانه به فکر تربیت شاگردانشان هستند نه مثل بعضی‌ها که دغدغه تأمین جیب‌شان را دارند و یا به فکر جذب نام و افتخار به خودشان هستند.

در ادامه مطلب خاطره‌‌ی یکی از همین اساتید را برایتان نقل می‌کنم. مردی بی‌ادعا که پشت سکوتش حرف‌ها خوابیده.

ادامه مطلب...
۶ نظر
مهدی سلیمی