نگار

مدتی جودو تمرین می‌کردم. سنتی را آن‌جا مشاهده کردم که در آی‌کی‌دو کمتر دیده بودم و برایم بسیار جالب بود. باشگاه جودویی که آن‌جا بودم، گاه و بی‌گاه، میزبانِ هنرجویانِ مشکیِ مهمانی بود که از باشگاه‌های دیگر می‌آمدند. استادِ جودو چنان به این هنرجویان مهمان توجه می‌کرد و سخاوتمندانه به آن‌ها تمرین می‌داد که گویی سال‌ها شاگردش بودند و حتی به ما توصیه می‌کرد از تجربه‌های آن‌ها استفاده کنیم. سابقاً تصور می‌کردم این‌ها شاگردان قدیمی استاد جودو بودند، ولی بعد متوجه شدم، نخیر! بسیاری از آن‌ها، اولین بارشان است که نزد استاد ما تمرین می‌کردند. حتی یکی از آن‌ها رسماً برای تمرین حرفه‌ای مسابقات و دان 4 نزد استاد جودو آمده بود (یعنی برای مصلحت خودش)، و من تعجب کردم  استادِ جودو بی‌هیچ چشم‌داشتی، سخاوتمندانه به او آموزش می‌داد و سرسختانه پیگیر تمریناتش بود. تعجب می‌کردم، چون در دنیایی که برخی مربیان فکر می‌کنند با چند آموزش بر سر شاگردشان منت دارند و مالک تمام دستاورد‌ها و موفقیت‌های اویند، اساتیدی نیز هستند که اصلاً نام و نشان برایشان مهم نیست. حضور آن هنرجوی مشکی و تمرین با او برای ما بسیار مفید بود، ولی روزی رفت و دیگر برنگشت و من حتی نمی‌دانم موفق شد دان 4 را بگیرد یا نه. اما هیچ‌گاه رفتارِ اخلاقیِ استاد، از چشم شاگردانش پنهان نمی‌ماند.

روزی استاد جودو، رو به یکی از شاگردان مشکی‌اش کرد و گفت: «یواش یواش خودت را آماده کن به صورت مهمان سری به باشگاه‌های دیگر بزنی. چون هرچقدر پیش من تمرین کنی باز محدود می‌مانی! برو پیش اساتید دیگه ازشون تجربه کسب بکن و با هنرجوهای جدیدی‌تری تمرین کن. این‌جوری پیشرفت می‌کنی و بعد برگرد پیش ما تمرین! تجربه‌هاتو به بچه‌ها منتقل کن.» وقتی به اثرات مثبت این سنت، فکر می‌کردم، متوجه شدم عجب سنت پربرکتی، چه ایده‌ی نابی!

 

جرقه‌ی یک ایده

خاطره‌ی فوق یکی از تجربه‌های مهم سفر من به رشته‌ی جودو بود. از شروط مهم پیشرفت حتی در هنر رزمی آی‌کی‌دو، تجربه‌ی تمرین با استیل‌های بدنی متفاوت می‌باشد. منِ آی‌کی‌دوکا، هر چه بیشتر با استیل‌های بدنی متفاوت تمرین کنم (از لاغر گرفته تا چاق، از بدن ضعیف گرفته تا قوی)، مهارت‌های تکنیکی‌ام استحکام بیشتری می‌یابد. برای شخصِ من، تمرین با هر فیزیک بدنی، موجبِ عیان شدن نقاط ضعفِ خودم می‌شود و هر لحظه‌ی تمرینی، فرصتی است برای رویارویی با نقاط ضعف خودم و بهبود مهارت‌های تکنیکی. بنابراین آشنایی و تمرین با هنرجو‌های بیشتر، علاوه بر ایجادِ فرصت‌های ارتباطیِ مثمرِ ثمر، باعث رشد و شکوفایی مهارت‌های تکنیکی خود و هنرجویی است که با او تمرین می‌کنم. تصور کنید این روند اگر در نگاهی کلان، بین همه آی‌کی‌دو کاران شایع شود، چه برکاتی به همراه خواهد داشت و جامعه‌ی آی‌کی‌دوی ما از نظر تکنیکی چه پیشرفت‌هایی خواهد کرد؟

 

واقعیتی تلخ

اما متأسفانه واقعیت چیز دیگری را رقم زده. معمولا هنرجویان هر مجموعه‌ای با هنرجویان سایر مجموعه‌های باشگاهی، بیگانه هستند و فرصت یک ارتباط تمرینی میان آن‌ها کمتر پیش می‌آید. خصوصا اگر کشمکش و رقابتِ میان برخی سبک‌ها را در نظر بگیریم، این بیگانگی عیان‌تر خواهد شد. بیگانگی که منشأ آن چیزی جز منیت، بی‌اخلاقی، برتری‌جویی، انحصار طلبی و... نمی‌باشد! البته طرح این موضوع در کنار جودو به معنای این نیست که وضع جودوی ایران بوستان و گلستان است! آن‌جا نیز مشکلاتشان سرشار! و جالب است بدانید امثال اساتیدی که در ابتدای مقاله نام بردم، به حاشیه رانده شده‌اند. به هر حال این نوشتار در مورد آی‌کی‌دوست. فقط در این نکته تأمل کنیم که واقعیتِ موجود، چه فرصت‌سوزی‌هایی به همراه دارد؟ فرصت‌های طلایی که می‌توانست جامعه‌ی آی‌کی‌دوی ما را شکوفا کند.

کوشی ناگه 

رونین‌های آی‌کی‌دو

با وجود این وضع، افرادی را در آی‌کی‌دو می‌شناسم که تقیدی به واقعیت موجود ندارند. کسانی که در قیدِ سبکِ خاصی نیستند. این افراد در آی‌کی‌دو برایم تداعی یک رونین هستند. رونین در تاریخ ژاپن، به سامورایی‌های بی‌ارباب گفته می‌شود و منظور من از رونین در این جا آی‌کی‌دو کاران بدون استاد است. زمانی با یکی از رونین‌ها آشنا شدم. کسی که در ابتدا نمی‌دانستم به چه دلیلی، تقیدی به هیچ استاد و سبکی ندارد و باشگاه‌ها و سبک‌های مختلف آی‌کی‌دو را تجربه کرده است. مهارت‌های فنی این شخص در سطحی بود که تعجب مرا برانگیخت؛ چطور می‌شود یک آی‌کی‌دوکا، رونین باشد (یعنی استاد مشخصی نداشته باشد) و مهارت تکنیکی‌اش حرفه‌ای؟! چون تصور می‌کردم بدون استاد حرفه‌ای، نمی‌توان پیشرفت کرد. من حس مشترکی با او داشتم، زیرا خودم دورانی یک رونین بودم و زمانی به دلیل یکسری اسباب، ناچار به ترکِ باشگاهِ خود شدم و تصور می‌کردم یک رونین، چون فاقد استادی مشخص است، مجالی برای پیشرفت ندارد. اما خودم را با آن شخص مقایسه می‌کردم، واقعا مهارتش در سطحی فوق‌العاده بود. متوجه شدم یکجای پیش‌فرض‌های ذهنی‌ام می‌لنگد. تصوراتم درست نبود و نتیجه‌هایم به خطا رفته بودند. آن رونین افق‌های جدیدی بر رویم گشود و انگیزش من را دو چندان کرد.

 میاموتو موساشی

در تاریخ ژاپن به سامورایی‌های بدون ارباب «رونین» گفته می‌شده که از منزلت اجتماعی پایینی برخوردار بودند ولی عموما جنگجویانی قهار بودند

محدودیت را فقط ذهن‌های ما می‌سازند

به یاد دارم یکی از دوستان به من توصیه کرد که زیاد با آن رونین نشست و برخاست نکنم. آن دوست می‌گفت که میان سبک‌ها کشمکش وجود دارد و آن هنرجوی رونین، بی‌ملاحظه‌ی این مسائل، با باشگاه‌ها از سبک‌های مختلف ارتباط دارد. او به من هشدار داد که همراهی با او، برایم دردسر خواهد شد. حرف‌هایش درست بود ولی به نظرم تنازع و کشمکش میان سبک‌ها هیچ ارزشی ندارند. آن‌چه مهم است، ایده‌های بکری بود که اگر گسترش یابد، خودمان رشد خواهیم کرد. ما نمی‌خواهیم رونین شدن را ترویج دهیم. شاگردی یک استادِ الگو، افتخار است. آن‌چه در صددیم بیان کنیم این است که حتی برای کسانی که شرایط، آن‌ها را از داشتن یک استاد الگو محروم کرده، مجال پیشرفت وجود دارد.

بسیاری تصور می‌کنند برای پیشرفت بایستی خودشان را فقط به یک استاد یا مجموعه‌ای بزرگ بند کنند. ولی تجربه به من آموخت هیچ محدودیتی برای حرفه‌ای شدن وجود ندارد و وصل به یک استاد یا مجموعه‌ای حرفه‌ای اگرچه مؤثر است اما شرط کافی برای خبره شدن و پیشرفت نیست. کسانی که خودشان را محدود به یک استاد یا یک باشگاه ولو حرفه‌ای بکنند، باز به نوعی خودشان را محدود کرده‌اند. زیرا هر استادی روش‌ها و تجربه‌های منحصر به فرد خودش را دارد.

آیکیدو

هر استادی روش‌های منحصر به فرد خودش را در تمرین دارد

ایده‌ای که در ذهنم جرقه زد همانی بود که در جودو مشاهده کرده بودم. منِ نوعی می‌توانم در ضمنِ حفظ ارتباط و جایگاه شاگردی با استادم، از تجربه‌های سایر اساتید بهره ببرم. شاید آموزش یک استاد در بهبود اوکمی‌های ما مؤثر باشد و روش تمرینی استادی دیگر، ما را متوجه نقص سوواری وازاهایمان کند و تأکید‌های استادی دیگر، باعث پیشرفت مهارت‌های چوب و شمشیر و به تبع، پیشرفت خود تکنیک‌ها شود. تصورش را بکنید که منِ نوعی هر موقع با کوله‌باری از تجربه‌های مختلف در باشگاه استادم حضور یابم و در جایگاه ارشد، آموخته‌هایم را به سایر هنرجو‌ها انتقال دهم، چه خدمتی به استادم کرده‌ام. یا اگر خودم نیز مربی باشم، کسب تجربه‌ی اساتید دیگر چقدر برای آموزش شاگردانم مفید خواهد بود.

آن سنتی که در میان جودوکاران رایج است، همیشه برایم سؤال بود که چرا در آی‌کی‌دو چنین سنتی رواج ندارد؟ چرا به سبب یکسری کشمکش‌ها و رقابت‌های بی‌ارزش، بیگانگی میان ما باید موج بزند؟! عملکرد آن هنرجوی رونین در آی‌کی‌دو به من ثابت کرد که می‌توان به این بیگانگی بی‌اعتنا شد و به آن سنت مؤثر عمل کرد و البته این مقاله را به این امید نوشتم که ایده‌ی آن سنت مؤثر انتشار یابد.

 

رفتار‌های مخل پیشرفت

نویسنده‌ی این مقاله به سنت‌های آی‌کی‌دو باور دارد. خصوصا سنت احترام به استاد. و به نظرم حرمت استاد یکی از خط قرمز‌های آی‌کی‌دو و سایر رشته‌های اصیل است. اغلب اساتید آی‌کی‌دو، انسان‌هایی شریف هستند اما متأسفانه معدود افرادی هستند هنوز لیاقت معلمی را پیدا نکرده، در این جایگاه ایستاده‌اند و عنوان و جایگاه اساتید محترم را بدنام کرده‌اند و این‌ها معمولا روی خوشی به ایده‌ای که مطرح کردیم نشان نمی‌دهند. به دلایل مختلفی که سابقا متذکر شدیم، مانند انحصار طلبی، خساست در آموزش، تنگ‌نظری و... برخی مربی‌نماها فکر می‌کنند اگر شاگردشان پیشرفت کند و بهتر از خودشان شوند، اقتدارشان در کلاس به خطر می‌افتد! این خلقیات در شأن یک معلم نمی‌باشد و جالب است برخی از همین افراد ناپخته، حضور شاگردان خود در سایر باشگاه‌ها و حتی سبک‌ها را خیانت به خودشان تلقی می‌کنند!!! این گونه افراد مایلند تصور کنند که چون موجب ذره‌ای رشد شاگردانشان شده‌اند پس مالک آن‌ها هستند و بر سرشان منت دارند و باید برتر از آن‌ها باشند. شاید به زبان نیاورند اما در رفتارشان مشهود است. برخی دیگر آن‌قدر سخاوت ندارند تا میزبان هنرجوی مهمان باشند و تجربه‌های‌شان را در اختیار او بگذارند و دوست دارند شاگرد همیشه به صورت فرودست، زیر دستشان بماند.

معلم یعنی همان استاد جودو که شهامت این را داشت تا به شاگرد ارشدش بگوید : «هر چقدر نزد من بمانی، محدود می‌شوی. برو از تجربه‌ی سایر اساتید استفاده کن و بعد بیا تجربه‌هایت را به بچه‌ها انتقال بده...» و مطمئنم هر کدام از اساتید عزیز آی‌کی‌دو الگو‌هایی عالی هستند اما آن معدود مربی‌نماها، هم نام رشته را بدنام کرده‌اند و هم عنوان اساتید عزیز آی‌کی‌دو را!

در هر صورت ما در این نوشتار یک آسیب شناسی را مطرح کردیم و نقد و داوری را به عهده‌ی مخاطبان می‌گذاریم. آن‌چه مسلم است، این خلقیات و طرز فکر‌ها باعث پیشرفت جامعه‌ی آی‌کی‌دو خودمان نخواهد شد. نه بی‌حرمتی به استاد پذیرفته است و نه سوءاستفاده‌ی برخی مربی‌نماها از شاگردانشان.

شرافت معلمی زمانی متبلور می‌شود که معلم، متواضعانه و سخاوتمندانه، بی‌ هیچ چشم‌داشتی، شاگردانی بهتر از خودش را برای جامعه و نسل‌های آینده به ارث بگذارد. در اصل معلمی، با ایثار گره خورده و به همین سبب است که مقام دارد و جایگاهش فوق‌العاده محترم. بسیاری از افراد خام، این را درک نکرده‌اند و تصور می‌کنند چون در جایگاه معلمی هستند پس باید شاگردان وی را باد بزنند! ما مختاریم تا انتخاب کنیم، معلمی الگو برای شاگردانمان باشیم یا از آن‌ها نردبانی برای ترقی خودمان بسازیم.

 

 

جمع‌بندی

برای پیشرفت در مهارت‌های آی‌کی‌دو دو راهکار زیر بسیار مؤثر می‌باشد:

تجربه‌ی استیل‌های بدنی متفاوت: هر تجربه‌ی تمرینی با استیل جدید، نقاط ضعفمان را عیان و هر لحظه‌ی تمرینی فرصتی است برای بهبود و استحکام مهارت‌ها.

استفاده از تجربه اساتید مختلف: ما این راهکار را به هنرجویان یودانشا (فوق رده‌ی مشکی) توصیه می‌کنیم. زیرا که کلیات تکنیکی آی‌کی‌دو را درک کرده‌اند. هر استادی روش تمرینی و تجربه‌های منحصر به فرد خودش را دارد. حضور در باشگاه‌های جدید یعنی تمرین با هنرجو‌های جدید‌تر (استیل‌های متفاوت) و استفاده از تجربه‌های مربی و در نتیجه تعمیق در مهارت‌ها.

با توجه به دو نکته‌ی گفته شده، سنت ارتباط باشگاه‌ها و هنرجوها و اساتید با یکدیگر برکات فراوانی به همراه دارد. منظور ما چیزی فراتر از استاژ‌ها و همایش‌هاست.

امیدواریم انحصار طلبی‌ها، تنگ‌نظری‌ها، خساست‌های رفتاری و به تبع کینه‌توزی‌ها میان جامعه‌ی آی‌کی‌دو ما از بین برود و همه مربیان، سخاوتمندانه پذیرای هنرجویان مهمان باشند، چرا که اگر این سنت بین همه ما رواج یابد، هم‌افزایی مثمر ثمری را نتیجه خواهد داد که باعث پیشرفت روز‌افزون آی‌کی‌دو ایران خواهد شد. إن‌شاءالله.

 

 

سخن آخر

کسانی را دیده‌ام که تا با این نوع سخن‌ها روبه‌رو می‌شوند فورا موضع می‌گیرند و می‌گویند: «شما در چه جایگاهی هستی که نظر می‌دهی؟» و من می‌گویم: «ما ادعایی نداریم اما تا مادامی که ذهن‌ها این‌طور بسته است، به جایی نخواهیم رسید.» در هر حال ما در این نوشتار، معروف و منکر را وصف و معرفی کردیم. اگر کسی معتقد است انحصار طلبی و برتری جویی خوب و لازم است، و یا ارتباطات مثمر لازم نیست، با او حرفی  نداریم.

ما باور داریم حرف درست را باید نشر داد و این یک وظیفه است نه فضیلت! وظیفه مسأله‌ای است که بزرگ و کوچک،‌ استاد و شاگرد نمی‌شناسد، همه باید عامل به آن باشیم. بر خلاف فضیلت که مختص فضلا و بزرگان است. پس تا می‌توانید ایده‌ای که با شما در میان گذاشتیم، نشر دهید. اگر همه‌ی ما در نشر معروف، دست به دست هم بدهیم و یک صدا شویم، جامعه‌ی آی‌کی‌دوی خودمان شکوفا خواهد شد.