برای رزم‌آورانی که متفاوت می‌اندیشند و مؤثر عمل می‌کنند

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطرات رزمی» ثبت شده است

کردار و گفتار استاد، الگوی هنرجوست (داستان دوم:کلاس جوجوتسو و نقاط قوت و ضعف آن)

شیمه وازا

یکی از فنون خفه کردن (شیمه وازا) در جودو و جوجوتسو

داستان دوم: کلاس جوجوتسو و نقاط قوت و ضعف آن

راهبری جذاب استاد

دوسال پیش از خاطره پیشین، در کنار جودو، جوجوتسو نیز تمرین می‌کردم. روزی استاد با عصایی مشکی داخل کلاس شد. دوستانی که تا دو دقیقه‌ی پیش حس و حال دویدن نداشتند، نمی‌دانم چه شد، هیجانی به روحیه‌شان دمیده شد و عین گله‌ی رم کرده شروع به دویدن کردند. استاد عصایش را تکان داد و گفت: «اگر دیدم یک نفر تنبلی کند من می‌دانم با او!» پس از اتمام دویدن، همه ردیف ردیف ایستادیم و در جا نرمش می‌کردیم. از سختی نرمش‌ها، عرق از سر و رویمان می‌چکید و سکوت خاصی بر کلاس حاکم بود. لحظه‌ای یک صدای «تق» در فضای کلاس پیچید. سرم را بالا آوردم و دیدم یکی از بچه‌های رده بالای کلاس [که خیلی شیطنت داشت]، کله‌اش را از درد می‌مالید، و استاد مثل اژدهای خشمگین به او زل زده بود... چه خبر است؟ هیچی! فهمیدیم باز شیطنت کرده و استاد به او خشم گرفت...

ادامه مطلب...
۰ نظر
مهدی سلیمی

دعوا خیابانی و مواجهه جوانمردانه با یک پیرمرد...

همه ما ورزشکاران مطالبی از جوانمردی و ایثار شنیده‌ و آن را قبول داریم. موضوعی که در مقام حرف ساده است ولی در مقام عمل...

من برای کشف استعداد و علاقه خودم، باشگاه‌های زیادی را تجربه کرده‌ام. تجربه‌ی رشته‌های متعدد و مشاهده عملکرد اساتید مختلف درس و عبرت‌های زیادی برایم به همراه داشت. ولی اکنون که به گذشته‌ام نگاه می‌اندازم تعداد کمی از آن‌ اساتید حقیقتا لیاقت مقام استادی را دارند. مردان بی‌ادعایی که دلسوزانه به فکر تربیت شاگردانشان هستند نه مثل بعضی‌ها که دغدغه تأمین جیب‌شان را دارند و یا به فکر جذب نام و افتخار به خودشان هستند.

در ادامه مطلب خاطره‌‌ی یکی از همین اساتید را برایتان نقل می‌کنم. مردی بی‌ادعا که پشت سکوتش حرف‌ها خوابیده.

ادامه مطلب...
۷ نظر
مهدی سلیمی